تبليغاتX
اتاق آرزوها
شعر
@@@.....................@@@@...........@@@.................@@......@@@@@@@@@..... @@@.................@@........@@.........@@@..............@@.......@@@................@..... @@@................@@..........@@..........@@@...........@@........@@@..........@........... @@@...............@@............@@...........@@@........@@.........@@@@@@@........... @@@...............@@............@@.............@@@.....@@..........@@@@@@@........... @@@..........@...@@..........@@...............@@@...@@...........@@@..........@........... @@@@@@@....@@........@@.................@@@.@@............@@@................@..... @@@@@@@......@@@@@......................@@@@..............@@@@@@@@@
+ نوشته شده در  ساعت   توسط مريم | 
پسر نگاهي به دختر کرد و گفت حالا که کنار ساحل هستيم بيا يه

آرزوي قشنگ بکنيم دختر با بي ميلي قبول کرد پسر چشماشو بست و

گفت کاشکي تا آخر دنيا عاشق هم بمونيم ... بعد به دختر گفت حالا تو

 آرزوتو بگو دختر چشماشو بست و خيلي بي تفاوت گفت کاشکي همين

 الان دنيا تموم بشه ... وقتي چشماشو باز کرد پسر رو نديد فقط چند تا

 حباب رو آب ديد

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مريم | 

tasavor kon agar harkas be andazeh

 daneshe khodash harf bezanad che

sokoti bar donya hakem mishod.

 napelon

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مريم | 
بي شک مردمان عجيبي هستيم ! از يک طرف عرب ستيز ترين ملت گيتي هستيم و از طرف

 ديگر گذرنامه هاي تک تکمان ممهور است به مهر سفارت امارات متحده ي عربي در جواني !

 از آن طرف دم زدن از وطن پرستي و تمدن 2500 ساله مان گوش فلک را کر کرده و از اين

طرف به سختي توان جمع کردن يک ميليون امضا براي جلوگيري از تغيير نام خليج فارس را

داريم در همان حال که به راحتي نيم ميليون پيامک در يک ساعت براي عادل فردوسي پور و

برنامه اش مي فرستيم!!!!!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مريم | 

 miduni fargh IRAN ba HEND chie?

tu HEND gaava moheman valy tu

IRAN mohemhaa gaavan

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مريم | 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مريم | 

سلام به دوستان عزيز

 

خيلي خوشحالم كرديد كه به وبلاگم

 

سري زديد اگه نظري هم بديد نور علي نور ميشه  

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مريم | 

*****************

ای که تویی همه کسم بی تو میگیره نفسم

 

اگه تو رو داشته باشم به هر چی می خوام می رسم

 

بــه هـــر چــی مـی خـوام مــی رســـم

 

عزیز ترین سوغاتیه غبار پیراهن تو

  عمر دوباره منه دیدن و بوئیدن تو

 

نه من تو رو واسه خودم نه از سر هوس می خوام

 

 عمر دوباره ی منی تو رو واسه نفس می خوام


غروب ها وقتی که خورشید افق رو رنگ می زنه

 

  غم تو جون می گیره باز دلمو چنگ می زنه

دل درمونده ی من چه بلاها کشیده

 

  از پریشونی و غم جون به لبهام رسیده

 

می خوام حرفی بزنم گریه امونم نمی ده

  چی بگم قصه تنهایی نشسته رو لبهام

 

بـه خـــدا خــونــه دلــم ، خـونــه دلــم

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مريم | 

ای قبله ی من خاک در خانه ی تو

  در دام توأم بی زحمت دانه ی تو

ای تو هوای هر نفس   

  عشق به تو می ورزم و بس

دل کَنده ام از همه کس پناه من تویی و بس   تا در دل تو زنده ام 

 

از عالمی دل کنده ام تویی، تویی بهانه ام  شاعر هر ترانه ام

 

 شعله ی شوریدگی ام تویی ، تویی زبانه ام تو زخمه ی ساز منی

 

صدای آواز منی  رمز من و راز منی    نقطه ی آغاز منی 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مريم | 

 

   

       ز تمام بودنی ها تو یکی از آن من باش که به غیر


 

 

       با تو بودن دلم آرزو ندارد.


+ نوشته شده در  ساعت   توسط مريم | 

تو مقدسی مثل عبادتم

 

تو رو دوست دارم مثل سعادتم

 

به تو محتاجم و احتیاج من

 

عادته! نمیشه ترک عادتم!

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مريم | 

 

 

خوردم قسم تا بعد از این با چشم باز عاشق شوم

 

  حالا که آمد دیگری من می روم ، من می روم

 

خـــــــدا حـــــافـظ ، خـــــدا حــــــــافـظ

 

حالا که دست دیگری بر هم زده دنیای ما

 

  حالا که بر هم می خورد آرامش فردای ما

 

خـــــــدا حـــــافـظ ، خـــــدا حــــــــافـظ

 

ای تکیه گاه ناتوان از ناامیدی خسته ام

 از بیم فرداهای دور بار سفر رو بسته ام

 

گفتی که در سختی و غم پشت و پناه من شوی

 

 در کوره راه زندگی فانوس راه من شوی

 

حالا که پشت پا زدن برای تو آسان شده

 

  حالا که لحظه های تو از آن، این و آن شده

 

خـــــــدا حـــــافـظ ، خـــــدا حــــــــافـظ

 

دل خــون شــده اســت و نشد یــار یــار مـن

 

 ای وای بـر مـن و دل امـیدوار مـن

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مريم | 

واسه دیگران تو شمعی واسه من خاموش و غمگین

 

  برای خودی تو دردی واسه ی غریبه تسکین

 

واسه دیگران حقیقت واسه من عینِ سرابی

 

 برای همه ستاره واسه من مثل شهابی

 

وقت و بی وقت لحظه ها رو به دلم زهر نکن

 

 بیا و این دم آخر صحبت از قهر نکن

**********************

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مريم | 

با خدیم دالینجا یار گئدنده

 

 بیر یولدا دئدیم با خار گئدنده

 

                     با خدی قاپیدان گئچنده گولدو

 

 بیلمردی اورک اومار گئدنده

 

                   باغلاندی دیلیم اورکدن آمما

 

 سندن سورا عشقی نینیرم من

 

                 آز قالدی چکم هاوار گئدنده

 

 آل عشقین ده آپار گئدنده

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مريم | 

عشق یعنی قلم از تیشه و دفتر از سنگ

 

که به عمری نتوان دست در آثارش برد

 

هایده جووووووون

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مريم | 

چون سرابی در کویر چون خیالی دل پذیر رفته بودی آمدی اما چه دیر اما چه دیر

رفتی و آمد بهار بی قرارم بی قرار   خاطراتت را فقط از من مگیر از من مگیر

از میان قاب دودی رنگ شیشه می بریدی از من اما تا همیشه  تا همیشه

با همه دریا دلی دل را به دریاها زدم

پشت پا بر اصل بی بنیاد این دنیا زدم

با هزاران آرزو  با صدهزار شوق و امید

ازپس دیروز و امروز  ناگهان فردا رسید

ای دریغ از عمر رفته ای دریغ

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مريم | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
سلام به همه ی ایرانی ها به خصوص زنجانی های عزیز این وبلاگ در مورد شعرهای ترکی و فارسی است امید است مورد استفاده قرار گیرد

نوشته های پیشین
87/03/01 - 87/03/31
87/02/01 - 87/02/31
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM